تبلیغات
وبلاگ بزرگ نوجوان - مصلحت خدا
وبلاگ بزرگ نوجوان
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
 
تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن  بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.



نوع مطلب : سرگرمی، داستان، دیگر چیزها، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : 1389/03/25 :: توسط : رضا رزاقی



به نام ایزد دانا
من رضا رزاقی 14 سالمه و تقریبا دو ساله که مدیر این وبلاگم.
اسم وبلاگم "وبنو" مخفف وبلاگ بزرگ نوجوانه. خوشحال می شم تا با نظرات و پیشنهاداتتون منو در این گرداب گسترده گیتی یاری کنین.
آدرس پست الکترونیکی من razzaghi777@gmail.com هستش که می تونین مطالب جالبتون رو برام ارسال کنین تا با اسم خودتون توی وبنو ببینین.


نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو